میکشدفرزند بهار را قدم های ما نه ته کفش ها
میزنند این قتل را به نام زمستان ماه نه انسان ها
آسمان پر از ابر نمیدهد به ما یک مشک آب
اندک دست های در مسجد شهر روبه آسمان میکنند طلب آب
این خش خش ها می دهد آزار گوش پری خیابان نشین شهر را
میکند گرم چاله های هیزومی را....
شاعر .محمدجوادشهبازنسب
برچسب:
نویسنده: نرگس سلطانی